تبليغاتX
اسيــر دريـــــــــــــــــا
اسيــر دريـــــــــــــــــا
علي لعنة الله علي القوم الظالمين

کاربر مهمان، خوش آمديد!


نااميـــــــــدي پر از اميدم
مرا در دريايي بخشش تو طمع است
اينك بدنبال گذشت تو ميگردم
چه شبها كه به ياد تو كلمات را بيدار نگه داشتم
و با آنها از تو گفتم
من با ذكر نام تــــــــــــــو به اوج ميرسم
تمام دفترهايم براي تو ورق خوردنند
و براي تو راز و نياز كردم
اي پناهگاه قلب خسته ام...
مرا درياب

ایمیل مدیر :





اسناد شهادت خانم فاطمه زهرا+اسكن از كتب اهل سنت

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 90/02/03

سلام و با عرض تسليت اين ايام، خدمت آقا امام زمان (عج) و همچنين شما دوست عزيز 

مطالب قابل توجه اي رو در وبسايت دوست خود دیدم که اميد است با معرفي اين منابع من هم در ثواب ترويج حقيقت شريك باشم

از جمله اسناد شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله، بهمراه اسكن از اصل منبع كه در وبسايت شناخت عمر بن خطاب از منابع اهل سنت وجود داره و به عقيده من حركت تازه اي هست كه مطب ، بهمراه اسكن از كتاب منبع آورده شده.اجر سيد(نويسنده وبسايت فوق)با پروردگار متعال

هفت سند مبني بر حقيقت شهادت خانم فاطمه زهرا سلام الله بوسيله عمر بن خطاب لعنت الله عليه از كتب اهل سنت ؛ براي ديدن هر موضوع روي مطلب مورد نظر كليك كنيد

۱.کتاب"الامامة والسیاسة"

۲.کتاب«اعلام النساء»

۳.کتاب "السقیفه و الخلافه"

۴.تاريخ يعقوبي،كتاب"ايام ابي بكر"

۵.کتاب«الملل و النحل»

۶.کتاب" الوافی بالوفیات"

۷.کتاب"الامه السیاسه"






اهل سنت بخوانند

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 90/01/28

دوازده خلیفه ی قریشی

رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از دو یادگار گران بها برای پس از خویش خبر دادند، و کتاب خدا و اهل بیت شان علیهم السلام را به عنوان هدایت گرانی برشمردند که تا قیامت همراه یکدیگر هستند، و اگر از آن دو پیروی شود، گمراهی و ضلالت پدید نخواهد آمد. این مطلب به بیان های مختلف در معتبرترین کتب اهل سنت، نقل شده است. (1) به وضوح آشکار است که طبق این بیان، اگر بین مسلمانان، میان قرآن و اهل بیت پیامبر اکرم صلوات الله علیهم، جدایی افتاد، نتیجه اش گمراهی از راه حق خواهد بود.
از سوی دیگر بنا به نقل صحاح درجه اول اهل سنت، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم برای هدایت امت پس از خویش، نه تنها از وجود امامانی خبر داده اند، بلکه تعداد و وصف آنها را نیز بیان کرده اند. به این حدیث که در بالاترین درجه ی اعتبار نزد اهل سنت قرار دارد، توجه کنید:
دین اسلام تا روز قیامت، همیشه پابرجا بوده و دوازده نفر که از قریش هستند، خلیفه و جانشین من خواهند بود. (2)
نتیجه ای که از دو حدیث صحیح فوق به دست می آید این است که تا روز قیامت قرآن و عترت پیامبر اکرم علیهم السلام برای هدایت مردم همراه یکدیگر هستند و تعداد جانشینان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم تا پایان تاریخ دوازده نفر می باشد.
سوالی که پس از نقل این دو حدیث صحیح در برابر اهل سنت قرار می گیرد، این است؛
در معتبرترین کتب مذهب شما، سخن از دوازده خلیفه ی قریشی رفته است. در نظر شیعه این دوازده نفر کاملا مشخص و معلوم هستند، آیا شما که مدعی پیروی از سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هستید، می توانید این دوازده نفر را به ما معرفی کنید؟ بر فرض که مبنای شما را در مورد چهار خلیفه ی نخست بپذیریم، خلیفه ی پنجم تا دوازدهم را چه کسانی می دانید؟ در مذهب شما دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم پس از قرآن مجید معتبرترین کتاب ها هستند، آن چه نقل کردیم، براساس گزارش این دو کتاب بود؛ حال بفرمائید آن دوازده نفری که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به عنوان جانشین خود تعیین کرده اند، چه کسانی هستند؟ آیا امکان دارد به سادگی از کنار موضوع مهم هدایت مسلمانان که متوقف بر همراهی کتاب خدا و عترت پیامبر علیهم السلام است، بگذریم و این دوازده جانشین را نشناسیم؟ لطفا بدون حاشیه رفتن، هشت نام را ذکر کنید، کسانی که خلیفه ی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هستند و مهم ترین کتب مذهب شما از آنان خبر داده اند.

گرچه یقین داریم اهل سنت پاسخی برای این سوال ندارند و دراین مورد نیز مانند موارد بسیار زیاد دیگر، سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را وانهاده اند، اما این سوال را مطرح کردیم تا برخی از دوستان اهل سنت، تاملی کنند و در اعتقادشان تجدید نظر نمایند. از طرف دیگر دوستان شیعه خرسند باشند که مذهب تشیع، عمل کننده ی واقعی به سنت رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه وآله است.

 

پی نوشت ها:
1- گوشه ای از منابع اهل سنت در این مورد:
الف- صحیح مسلم، جلد7، باب فضایل علی بن ابیطالب علیه السلام، صفحه123
ب- صحیح ترمذی، جلد3، باب مناقب اهل بیت النبی علیهم السلام، صفحه199
2- گوشه ای از منابع اهل سنت در این مورد:
الف- صحیح بخاری، جلد6، کتاب الاحکام، صفحه65
ب- صحیح مسلم، جلد6، کتاب الامارة، صفحه3-4، باب الناس تبع لقریش، ناشر: دارالفکر، بیروت، لبنان
ج- مسند احمد حنبل، جلد5، صفحه89 و92، ناشر: دار صادر، بیروت، لبنان
د- صحیح ابن حبان، جلد15، صفحه43، ناشر: موسسة الرسالة
هـ- مسند ابی یعلی، جلد13، صفحه456، ناشر: دارالمامون للتراث
و- مستدرک حاکم، جلد4، صفحه501
ز- صحیح ابی داود، جلد4، صفحه106
ح- مسند ابن الجعد، صفحه390، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
ط- الاستیعاب، ابن عبدالبر، جلد2، صفحه656، ناشر: دارالجیل، بیروت، لبنان

 

لجاجت، مانع هدایت

اگر به آنان رحم کنیم و گرفتاری ها و مشکلات شان را برطرف سازیم، در طغیان شان لجاجت می ورزند و سرگردان می مانند. (1)
در مسیر هدایت انسان، موانع بسیاری وجود دارد. یکی از این موانع، نفس انسان است. نفس سرکشی که منافع موهومی مانند ریاست، قدرت، ثروت و… را جلوه گر می نماید تا انسان با وجود این که می داند چه رفتاری صحیح است، روش دیگری پیشه سازد. لجاجت، نمودی از این خوی انسانی است که باعث بازماندن شخص از عمل به دانسته هاست. هنگامی که یک دانشمند به حقیقتی دست می یابد، فرمان عقل آن است که به این حقیقت بها دهد؛ اما اگر نگاه او به منافع اش باشد، نه تنها خود به آن عمل نخواهد کرد، بلکه موجب دورشدن پیروان خویش از آن حقیقت خواهد گردید. این گونه است که در استمراری تاریخی، حق مظلوم، فروگذارشده باقی می ماند و باطل با یاری اهل دانش، حاکم خواهد می گردد.
در تاریخ اسلام نیز متاسفانه، این مسئله فراوان دیده می شود. حقایق دینی به دلیل لجاجت، مورد نفی اهل دانش قرار گرفته و اکنون می توان راه به خطا پیمودن پیروان آنان را به وضوح ملاحظه کرد. همراه با شما مواردی از این موضوع اسف بار را مرور می کنیم.
• یکی از مستحبات در اسلام، انگشتر به دست راست کردن است. حال نظر برخی از علمای اهل سنت را بنگرید:
آلوسی، صاحب تفسیر روح البیان می نویسد: انگشتر به دست راست نمودن، صحیح است، اما چون این کار مخصوص اهل بدعت و ظلمت شده است ( = شیعیان )، سنت این گونه خواهد بود که انگشتر در دست چپ قرار داده شود. (2)
عبدالجلیل فرغانی می نویسد: همانا مشروع آن است که انگشتر در دست راست باشد، اما چون رافضیان ( = شیعیان ) این کار را انجام می دهند، ما انگشتر را در دست چپ قرار می دهیم. (3)
پس از دفن میت، لازم است که روی قبر مسطح باشد، نه مانند کوهان شتر. اکنون نظر بعضی از دانشمندان اهل سنت را ملاحظه فرمائید:
غزالی می گوید: مشروع این است که قبر مسطح باشد، اما چون این کار مخصوص رافضیان ( = شیعیان ) گردیده است، ما تسنیم ( = روی قبر را به مانند پشت شتر یا پشت ماهی قرار دادن ) را انجام می دهیم. (4)
ابوحنیفه و احمد حنبل قائل هستند: تسنیم برتر می باشد چون مسطح کردن روی قبر، نشانه ای برای شیعیان است. (5)
• شیعیان هنگام صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم علیه وآله السلام، این طور می گویند: اللهم صل علی محمد و آل محمد. حال نظر یکی از بزرگ ترین مفسران اهل سنت را ملاحظه کنید:

زمخشری می نویسد: بنابر آیه ی « هو الذی یصلّی علیکم و ملائکته… » (6)، درود و صلوات بر آحاد مسلمانان، جایز است، اما چون روافض ( = شیعیان ) این کار را برای ائمه ی خود انجام می دهند، ما از آن منع می کنیم. (7)
با تاسف فراوان باید گفت، از این گونه موارد، بسیار یافت می شود. عالمان که باید هدایت گر مردمان باشند، صرفا به دلیل این که کاری، نشانه ی شیعیان است، از انجام آن ممانعت به عمل می آورند، گرچه به صراحت اعتراف می کنند که کار صحیح، همان کار شیعیان است. آیا شیعیان به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم عمل می کنند، یا کسانی که خود را پیرو سنت می دانند و این گونه دربرابر سنت موضع می گیرند؟ آیا بر این رفتار، نامی غیر از لجاجت می توان نهاد؟ در این میان رفتار ما چگونه است، آیا با وجود شناختن حق، لجاجت می نماییم؟ آیا تعصب ما را وادار به موضع گیری های نادرست و حق کشی نکرده است؟ منطق مند کردن رفتار اجتماع، آیا با کنارنهادن تعصب و لجاجت، میسرتر نخواهد بود؟

پی نوشت ها:

1- سوره مومنون، آیه75
2- تفسیر روح البیان، آلوسی، جلد4، صفحه142
3- این عالم، صاحب کتاب «الهدایة» است. برخی از منابع اهل سنت که این مطلب را نقل کرده اند:
الف- الصراط المستقیم، بیاضی، جلد3، صفحه206
ب- شرح المواهب، زرقانی، جلد5، صفحه13
ج- منهاج السنة، ابن تیمیة، جلد2، صفحه143
4- برخی از منابع اهل سنت که ناقل این مطلب هستند:
الف- الوجیز، جلد1، صفحه78
ب- رحمة الامة، در حاشیه ی کتاب المیزان شعرانی، جلد1، صفحه102
5- رحمة الامة فی اختلاف الائمة، صفحه155
6- سوره احزاب، آیه43
7- تفسیر کشاف، زمخشری، جلد3، صفحه558، در تفسیر آیه ی 56 سوره احزاب؛ و فتح الباری فی شرح البخاری، جلد11، صفحه142

برگرفته از سايت فرهنگي اعتقادي فطرت






خشم حضرت خانم فاطمه سلام الله نسبت به عمر و ابوبكر

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 90/01/26
عمر به ابوبكر گفت:بيا نزد فاطمه برويم. ما فاطمه را خشمگين كرديم.هر دو نزد فاطمه رفتند.
اجازه خواستند تا به حضورش برسند،بانو به آنها اجازه نداد.نزد علي آمدند و با علي صحبت كردند؛علي آنها را به حضور فاطمه برد.اما وقتي نزد فاطمه نشستند ، بانو صورتش را به طرف ديوار برگرداند. به بانو سلام كردند جوابشان را نداد.
ابوبكر شروع كرد به سخن:حبيبه رسول خدا، بخدا من خويشاوندان رسول خدا را از خويشاوندان خودم دوست تر دارم.براي من تو از عايشه دخترم هم ، عزيزتري.آرزو ميكردم روزيكه پدرت وفات كرد، من ميمردم و بعد از او زنده نميماندم.اينكه ميبيني من تو را ميشناسم و فضل و شرفت را ميدانم اما تو را از حق و ميراثت از رسول خدا بازداشته ام، براي اين است كه از پدرت رسول خدا شنيدم كه فرمود:ما(پيامبران)ارث باقي نميگذاريم و آنچه بر جاي مينهيم،صدقه(براي عموم)است.
فاطمه فرمود:اگر حديثي از رسول خدا بخوانم كه خود شما هم آن را ميدانيد،به آن عمل ميكنيد؟
عمر و ابوبكر هر دو گفتند: آري

فاطمه چنين فرمود:نَشَد تُكُما اللهَ يَقُولُ:فاطمه بِضعَةُ مِنّي مَن آذاها فَقَد آذاني؛رِضا فاطمةَ مِن سَخََطَي ؛ فَمَن اَحَبَّ فاطمةَ ابنتَي،فَقَد اَحَبَّني ؛ وَ مَن اَرضي فاطمةَ فَقَد ارضاني؟!
شما را به خدا سوگند ميدهم،مگر نشنيديد كه رسول خدا فرمود:رضايت فاطمه از رضايت من است و خشم فاطمه از خشم من.هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد،مرا دوست داشته است و هر كس فاطمه را راضي كند،مرا خرسند نموده است و كسيكه خشم او را برانگيزد مرا به خشم آورده؟!

گفتند: آري آن را از رسول خدا شنيديم.

قالت:فانّي اشهِدُاللهَ و ملائكتَهُ ،انّكمُا اسخَطتُماني، و ما ارضَيتُماني،و لَئن لَقيتُ النَّبيِ لاشكُوَنَّكُما الَيه.
پس من اكنون خدا و ملائكه را شاهد ميگيرم كه شما مرا به خشم آورده ايد و خرسندم نكرده ايد.هرگاه پيامبر را ببينم،نزد او از شما شكايت خواهم كرد. (1)

ابوبكر گفت:فاطمه،من از خشم تو و پيامبر به خدا پناه ميبرم.
بعد آن چنان گريست كه نزديك بود جانش از دست برود.

فاطمه فرمود:والله،لادعُوَنَّ اللهَ عليكَ في كلِّ صَلاةِ اُصَلّيها!
به خدا سوگند؛در هر نمازي كه بخوانم،تو را نفرين خواهم كرد.(2)

 خانم فاطمه زهرا سلام الله ،عمر و ابوبكر رو نبخشيد چون ميدونستند پشيماني كذاييشون تنها بر حسب سياست هست كه اگر اينطور نبود ابوبكر بعد اين ميبايد خلافت و فدك رو به صاحبان اصليش برميگردوند

علي لعنة الله علي القوم الظالمين


1_بحار الانوار،ج28،ص303وج43،صص199و203وج36،ص308؛دلائل الامامة،ج1صص14و20وص45؛الامامة والسياسة،ج1ص13وج3،ص1214؛اعلام النساء،ج3،ص121وج4،ص124؛رسائل،ص300؛صحيح البخاري،ج5،ص5وج6،ص196،ب12و16و19و كتاب النكاح109؛صحيح مسلم،جلد2،ص72،حديث93و94؛مسند احمد،ج1،ص6وج4،صص5و328و326و323؛تاريخ الطبري،ج3ص202؛سنن البيهقي،ج6،ص300وج7،ص307؛كفاية الطالب،ص226؛علل الشرايع،ج1،ص187،باب148؛عوالم العلوم و المعارف و الاحوال،ج11ص603؛فضائل الخمسة،ج3ص155؛الغدير في الكتاب و السنة والادب،ج7،صص229و232وج9،ص395،ج10،ص124؛اعيان الشيعه،ج1،ص318،شرح نهج البلاغه،ابن ابي الحديد،ج16،ص278،؛السنن،ترمذي،كتاب المناقب،ص60؛سنن،ابي داوود،كتاب النكاح،12؛سنن،ابن ماجه قزويني،،كتاب النكاح،باب56؛سنن،سجستاني،ج1،ص324؛الخصائص،ص35؛مستدرك،ج3،صص154و158و159؛حليةالاولياء،ج2ص40،مشكاة المصابيح،ص560؛مجمع الزوائد،ج9،ص203؛نهج الحياة،صص282و283

2-صحيح بخاري ،ج75،ص5،ج6،ص196؛صحيح مسلم،ج2،ص72؛مسند،احمد بن حنبل،ج1،ص6؛الغدير في الكتاب و السنة والادب،ج1،صص14و30؛اعلام النساء،ج3،ص1214؛رسائل،جاحظ،ص300؛بحارالانوار،ج28،ص357؛اعيان الشيعة،ص318؛تاريخ طبري،ج3،ص202؛السنن،بيهقي،ج6،ص300؛كشف الغمه في معرفة الائمة،ج1،ص477؛نهج الحياةص287،ج175





سخن از آشتي معنا ندارد

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 90/01/11

بر آن قومي که زهرا کــرده لعـنــــت

سخــن از آشتـــــــي معنـا نـــــــدارد

سخن از هفتـــه وحـــــدت ميـاريــــد

کــه سنــي در دل مــــا جـــــــا ندارد

عمر محکوم و منفور اســت زيـــــرا

رضايت نامه از زهـــــــــرا نـدارد




انتظار...

جاريسـت هنوز بر زميــــــــن خون خــــــدا
خوني كه شكوفا شــــــــــده از كرب و بـلا
اي فرصت انتقام، كـــــــــي مي آيــــي؟؟
مختار شده دلخوشي جمــــــعهً مـــــــــا

باز هم انتظار...

نشسته غرق تماشاي شيعيان خـــــودش
کسي نيامده جز او سر قرار خـــــــــودش
چه انتظار عجيبي ست اينکه شـب تا صبح
کسي قنوت بگيرد به انتظار خــــــــــودش





سوال

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 90/01/11
*منافقان ملعوني كه سعي داشتند در حجه الوداع پيامبر را ترور كنند چه شدند؟

*به دستور چه كسي و با كدام برنامه ريزي شوم از قبل تعيين شده زن يهودي به پيامبر سم داد؟

*چطور بود كه آن جماعت به ظاهر ديندار خود را دوستدار پيامبر نشان ميدادند در حاليكه تمام توان خود را براي از بين بردن زحمات 23 ساله پيامبر و امير المومنين بكار بستند؟

*مگر امكان داشت پيامبري با آن فراست تكليف امتش را بعد از خود روشن نكرده باشد؟امت پيامبر بلا تكليف نبود

*مگر در حجه آنجا كه راه مردم مصر حجاز و عراق از يكديگر جدا ميشود در مكاني به نام غدير خم پيامبر دست علي بن ابيطالب را بالا نبرد و نفرمود كه:من كنت مولا فعلي مولا... بر هر كسي كه من ولايت دارم علي مولاي اوست.خدايا بپيوند با كسي كه با او بپيوندد و دشمن بدار كسي را كه او را دشمن دارد و دوست بدار كسي را كه او دوست بدارد و دشمن باش با كسي كه دشمن اوست و خوار كن كسي كه او را خوار كند و حق را با او بگردان هر جا كه بگردد. انكس كه حاضر است اين سخنان را به آن كس كه غايب است برساند.

*حالا چه شده است همان عمر بن خطابي(خليفه دوم) كه در غدير خم به حضرت امام علي تبريك گفت بعد از شهادت رسول خدا نه تنها از گفتن اين مطلب خودداري كرد بلكه زمانيكه اميرالمومنين و همسر گرامياشان مشغول غسل و كفن دفن پيكر مطهر پيامبر بودند فرصت رو غنيمت شمرد و از مردم براي ابوبكر بيت گرفت و نقل احاديث پيامبر را ممنوع اعلام كرد

*مگر اين همان زباني نيست كه وحي را به مردم رساند حالا چطور است كه بايد سخنان همان زبان مبارك سوزانده شود

*در كتاب نقش عايشه در اسلام آمده: عايشه نقل كرد بعد از اين دستور كه  از جانب عمر بن خطاب(خليفه دوم) داده شد كه كتاب خدا ما را بس است و نقل احاديث پيامبر ممنوع اعلام شد .پدرم (ابوبكر) يك شب مرا خواست پيشش بودم هنگام صبح تنوري را پر از اتش كرديم به من آدرس احاديثي كه پيامبر درباره با فضايل اهل بيت رو پوست درخت يا پوست حيوانات نوشته شده بود را ميداد من مياوردم  و او انها را در آتش ميريخت و ميسوزاند.

*چطور است كه قران قبول احاديث پيامبر درباره با فضايل اهل بيت قبول نيست در حاليكه در همان قران كريمي كه آن جماعت به ظاهر ديندار قبول دارند آمده:

*و در آن هنگام كه از پيامبران پيمان گرفتيم و از تو و از نوح و ابراهيم و موسي و عيسي فرزند مريم و از همه آنها پيماني سخت گرفتيم(سوره احزاب آيه 7)

*با وجود چنين پيمان سختي كه از پيامبر گرفته شده مگر ميشود سخناني غير از حقيقت بيان كرده باشد كه سزاوار سوزاندن شده؟؟!

*بايد بپذيريم كسانيكه بعد از پيامبر خلافت را (كه از زير شاخه هاي امامت است)دزديدند و بر مسند اداره مسلمين نشستند عقلشان بيشتر از پيامبر ميرسيد كه سخنان پيامبر را سوزاندند و خود برا امت تعيين تكليف كردند؟

*آيا اين جسارت به ساحت مقدس پيامبر نيست؟ اين توهين به اسلام و فرمايش حق تعالي نيست؟

*آيا پيامبر جز اين بود كه كتاب خدا را با حقيقتش كه اهل بيت هستند كنار هم قرار داد و در اينباره وصيت كرد؟

*وقتي پيامبر در بستر بيماري بود كه به شهادت ختم شد قلم خواست تا باز هم از حقيقت بنويسد چرا مدعيان ديندار مغلطه كردند و جو را متشنج ساختند تا پيامبر نتواند چيزي بنويسد؟؟

*مگر پيامبر نبود كه هر وقت ميخواست از مدينه خارج شود به در خانه علي و فاطمه ميرفت دو دست مبارك خود را كنار در ميگذاشت و ميبوسيد و ميفرمود:السلام عليك يا اهل بيتي؟

*مگر پيامبر نفرمود كه فاطمه پاره تن من است ؟! عمر بن خطاب (خليفه دوم) فراموش كرد كه بعد از هجوم به در خانه اهل بيت پيامبر با حماقت تمام به معاويه كه خود از زبان پيامبر لعنت شده بود نامه نوشت و جسارت به اهل بيت رسول خدا را مژده داد؟!!!
    

       

بالاخره كه حجت خدا عز و جل ظاهر خواهد شد چه ما باشيم چه نباشيم انتقام گرفته خواهد شد

شما منتظر باشيد ما هم منتظريــــــــم





واگذاری فدک به فاطمه علیهاالسلام

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/12/16
چنانکه در روایات بی شماری از طریق خاصّه و عامّه آمده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله
 در زمان حیات خود فدک را به فاطمه زهرا علیهاالسلام واگذار کردند و این سه سال قبل از رحلت پیامبر بود؛ یعنی همان ایامی که فدک به تصرف آن حضرت درآمد.


طبرسی در مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه:......


بقيه در ادامه مطلب

ادامه ی مطلب ...




مولاي عشق

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/12/09
 على را وصف، در باور نیایــــــــــــــد
زبان هرگز ز وصفش بــــــــــــر نیاید
                                                     على ترکیبى از زیباترینهاســــــــــت
                                                     على تلفیقى از شیواتــــــر ینهاست
على راز شگفت روز آغــــــــــــــــاز
على روح سبکبالــــــــــــــى و پرواز
                                                      زبان عشق را گویاترین بــــــــــــــود
                                                      طریق درد را پویاتریــــــــــــــــن بود
دل دریایى‏اش دریاى خون بـــــــــود
ضمیرش چون شهادت لاله‏ گـون بود
                                                     صداقت از وجودش رشک مى‏بـــــرد
                                                      اصالت از حشورش غبطـه مى‏خورد
صلابت ذره‏اى از همتـش بـــــــــــود
شجاعت در کمند هیبتــــــــــش بود
                                                     سلاست در زبانـــــــــش موج مى‏زد
                                                      کلامش تکیه را بر اوج مـــــــــــى‏زد
غبار عشق، خاک کوى او بــــــــــود
عبیر و مشک، مست از بوى او بــود
                                                      علــــــــــــــى با درد غربت آشنا بود
                                                      علـــــــــــــــى تنهاترین مرد خدا بود
علــــى در آستین دست خدا داشت
قدم در آستان کبــــــــــــــریا داشت‏
                                                      نواى عشق از ناى علــــــــــــى بود
                                                      اذان سرخ، آواى علـــــــــــــــى بود
شهادت از وجودش آبــــــــــرو یافت
شهادت هر چه را دارد از او یـــــافت‏
                                                      على سوز و گدازى جــــاودانه است
                                                      علـــــــى راز و نیازى عاشقانه است
تپش در سینه‏اش حرفى دگر داشت
حدیث خوردن خون جگر داشــــــــت
                                                      شگفتا! عشق از او وام گیـــــــــــرد
                                                       محبت آید و الهام گیــــــــــــــــــــرد
تلاطم پیش پایش ســــــــــخت آرام
تداوم در حضورش بى ســـــــرانجام
                                                     توان در پیش پایش ناتوان اســــــــت‏
                                                     فصاحت در حضورش بى زبان اسـت
خطر مى ‏لرزد از تکـــــــــــرار نامش
سفر گــــــم مى‏شود در نیم گامـش‏
                                                      یورش از ذوالفقارش بیــــــــــم دارد
                                                      تهاجم صحبت از تسلیـــــــــــم دارد
کفش خونین‏ترین گل پینه را داشــت
ضمیرش صــــــــافى آیینه را داشت
                                                      من او را دیده‏ام در بى کــــــــــــرآنه
                                                      فراتر از تمام کهکشـانهــــــــــــــــــا
من او را دیده‏ ام آن سوى بـــــــودن
فراز لحظـــــــــــــــــــه ناب سرودن
                                                     من او را دیده‏ ام در فصــــــل مهتاب
                                                     درون خانه مهتابـــــــــــــــــــــى آب
علــــــــــــــى را از گل «لا»«آفریدند
براى عشــق، مولا آفریدنـــــــــــــــد
                                                     سخن هر چند گویــم ناتـــــمام است
                                                     سخن در حد او ســوداى خــام است
ز دریا قطره آوردن هنــــــــر نیســت
زبانم را توانى بیشتـر نیســــــــــــت
                                                      ولى تا با سخن گردد دلم جفــــــــت
                                                       بگویم آنچه آن شــــوریده مى‏گفت :
«علـــــــــــى را قدر، پیغمبر شناسد
که هر کس خویش را بهتـر شناسد»







مگر پيامبر نفرمودند:فاطمه پاره تن من است

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/12/09
چون فاطمه(س) بر پیغمبر(ص) وارد مى‏شد، آن حضرت در مقابل او مى‏ایستاد و دستش را مى‏بوسید و او را به جاى خود مى‏نشانید و مى‏فرمود:
من هرگاه به بوى بهشت اشتیاق پیدا مى‏کنم، زهرا را مى‏بویم.

پیغمبر(ص) مى ‏فرمود:
فاطمه پاره تن من است. هر که او را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر که او را اندوهناک کند، مرا اندوهناک کرده است. فاطمه از همه مردم پیش من عزیزتر است.

فاطمة بضعة منّى من سرّها فقد سرّنى و من سأها فقد سأنى، فاطمه اعزّ البریّة علىّ


با وجود اين فرمايش رسول خدا صلي الله عليه وآله، عمر بن خطاب (خليفه دوم) فراموش كرد كه بعد از هجوم به در خانه اهل بيت پيامبر با حماقت تمام به معاويه كه خود از زبان پيامبر لعنت شده بود نامه نوشت و جسارت به اهل بيت رسول خدا را مژده داد؟!!!
بالاخره كه حجت خداي عز و جل ظاهر خواهد شد چه ما باشيم چه نباشيم انتقام گرفته خواهد شد

                   شما منتظر باشيد ما هم

                                                    منتظريــــــــم






به بهانه سالروز شهادت مظلومانه حضرت محسن بن علی (علیه السلام)

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/11/23



از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله...

بقيه در ادامه مطلب

ادامه ی مطلب ...




فرمايشات رسول خدا در غدير

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/11/22

در ادامه مطلب از زبان رسول خدا صلي الله عليه واله و سلم در غدير خم ميخوانيد:

حمد و ثنای الهی

فرمان الهی
اعلام رسمی ولایت

معرفی علی بن ابیطالب(ع)
اهمیّت مسأله امامت
خطر انحراف و کار شکنی
معرفی دوستان و دشمنان
معرفی حضرت مهدی (عج)
طرح مسئله بیعت
حج
احکام الهی
تنها راه هدایت
بیعت گرفتن
                      




از ولاي مرتضي دل را چراغان ميكنيم 

                               يا علي بار ديگـــر تجديد پيمان  ميكنيم


ادامه ی مطلب ...




مهدي را از زبان پيامبر اسلام بشناسيد

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/11/13
پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله در مكاني به نام غدير بعد از معرفي علي بن ابيطالب به عنوان برادر و وصی خود و مخزن علم و خلیفه و جانشین بعد از خود  بر امّت و اهميت مسئله امامت و ذكر اين نكته كه آنچه ميگوييم  به فرمان پروردگارم می­گویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد.

اينچنين از آقايمان امام زمان (عج) بيان فرمودند:


آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.

آگاه باشید او یاری کننده دین خداست.

آگاه باشید او انتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقام   گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعه­ های مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است.

آگاه باشید او منتقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت داده ­اند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمی­شود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.
آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.





وقایع پس از رحلت حضرت محمد (ص)

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/11/13

 تاریخ اسلام بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) شاهد تلخ ترین و سیاه ترین روزهای خود بود.

حوادثی همچون نادیده گرفتن سخنان حضرت محمد درباره وصایت و جانشینی حضرت علی(ع) و غصب فدک و... در این زمان اتفاق افتاد که یقیناً رسول الله (ص) از آن ناخشنود بود.


برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به:

1. مقاله: غصب فدک

3. کتاب: زندگانی حضرت محمد - رحلت رسول خدا

5. پایگاه حوزه: مقالات - فدک نماد مظلومیت اهل بیت


                                                                                       منبع:سايت رسول نور


دوستان براي ديدن هر يك از موضوعات فقط كافي هست روي مطلب مورد نظر كليك كنيد






عاشورا

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/09/16


عشق يك سينه و هفتاد و دو سر ميخواهد

بچه بازيست مگر، عشق جگر ميخواهد



منتظران مهدي بگووووووووووووووووش

حسين را منتظرانش كشتند!


فرا رسيدن ايام سوگواري سيد و سالار شهيدان اقا اباعبدالله بر همه عاشقان حضرت تسليت باد








غدير

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/09/05


تكبير دشمنان علــــــي ركن و كيش ماســـــت

هر كس محب فاطمه شد قوم و خويش ماست

لعنـــــــت بر آنكه پايه گــــــذار سقيفــــــه شد

لعنـــــــت بر آنكه به نــــاحـــق خليـــــــفه شد







اميرا

نوشته شده توسط اسيــردر تاریخ 89/08/22
زبانم را به مدحت باز كـــــــــــــــــــردي
مرا با عشق خود دمساز كـــــــــــردي
اگر چه بهره ها بردم ز عشقـــــــــــــت
ولي كشتي مرا بس ناز كــــــــــــردي
عجين شد با ولايت آب و خاكـــــــــــــم
چو هستي با من از كس نيست باكـم
ولي درد فراقت را دوا كــــــــــــــــــــن
كه ميترســــــــــــــم كند آخر هلاكـــــم

تو در اعماق دلها خانــــــــــــــــه داري
هزاران عاشق ديوانــــــــــــــــــه داري
كجا رد مينمايي آشـــــــــــــــــــــــنا را
تويي كه لطف با بيگانــــــــــــــه داري
يگانه شمع جمع عاشــــــــــــــــــقاني
تو تنها نقل بزم عارفانــــــــــــــــــــــي
اگر دشمن ز ديدار تو كور اســـــــــت
تو جانا نور چشم شيعيانـــــــــــــــــي

شبي با من بيا و هم نوا شـــــــــــــو
اميرا هم نشين اين گدا شـــــــــــــــو
اگر دلگيري از اعلام زشتـــــــــــــــــم
به جان مادرت از من رضــــــــــــا شو
تو داني در بساطم نيست آهـــــــي
به حالم بهتر از هر كس گواهـــــــي
تو مـيبيني كه از پا اوفتـــــــــــــــادم
نميخواهي كني سويم نگـــــاهي؟!

نچيدم گل ز باغ زندگــــــــــــــــــــاني
نبردم بهره بي تو در جوانـــــــــــــي
اگر اذنم دهي هست آرزويـــــــــــم
نمايم در ركابت جان فشانــــــــــــي
قســم بر جّد تو ساقي كــــــــــــوثر
قسم بر مادرت زهراي اطهــــــــــــر
جدا از تو نخواهم شد اگرچـــــــــــه
شوم در راه تو صد پاره پيكــــــــــــر







مطالب پیشین



Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by asiredarya
Design By : wWw.Theme-Designer.Com